اشاره:
چندی پیش نشریه وزین طنین مصاحبه ای درباره مدرنیته چاپ کرد، به دنبال آن حجة الاسلام مردانی پور به این مصاحبه پاسخ گفت، پس از چندی جناب آقای مهدی مؤمنی گرداننده مصاحبه به حجة الاسلام مردانی پور پاسخ گفت، حجة الاسلام مردانی پور هم پاسخ ایشان را نقد کرد که در نشریه طنین به چاپ رسید اما متأسفانه برخي از مطالب پاسخ ایشان حذف شد آن هم در غیاب مدیر مسؤول نشریه ! اینک با موافقت مدیر مسؤول نشریه طنین سرکار خانم حسینی متن کامل پاسخ حجة الاسلام مردانی پور به جوابیه آقای مهدی مؤمنی می آوریم تا کسانی که این نقدها و پاسخ ها را خوانده اند بیشتر در جریان باشند .
حاشا که من از جور و جفای تو بنالم !
در آغاز سخن، مدیر مسؤول نشریه وزین طنین را سپاس می گویم و ستایش می کنم که رخصت دادند تا گفته های یک معترض و یک ناقد را بر صفحات نشریه شان نقش بندد و از این طریق بن بست مفاهمه و تعاطی فکری را بشکند؛ گویی طنین می خواهد ـ در عین پایبندی به مواضع ـ تریبون تفکر آزاد و نقد جانانه و ویرانی خلاق و سازنده باشد !
چنانکه جوان نازنین و خوش قلم و پرشور آقای مهدی مؤمنی را می ستایم که چون بسیجیان دلیر که وارد میدان های مین می شدند، بی باک وارد میدان بحث شد اما سوار بر اسب وحشی احساس تا صلای هل من مبارز سر دهد و سخنان آتشین بر زبان آورد تا مگر بتواند سوارکاری که دلمشغولی های مختلف دارد که یکی از آنها کشمکش های فکری معاصر است از پا در آورد .
وقتی تلفنی خبر دادند که قرار است به نقد ما پاسخ گویند، انتظار داشتم که دو استاد ارجمند به اسب احساس دوستمان مهار زنند تا به آب و آتش نزند!
اما چنین می نماید که آن دو بزرگوار از یاری ایشان دریغ داشته اند! وا اسفا همی کنم !
از ترفندهای ژورنالیستی که بکار گرفته اند این است که جوری سخنان مرا تصویر و تحریف کرده که خواننده قبل از این که پاسخ آقای مؤمنی را بخواند به نفع او قضاوت کند!
کاش ایشان می توانست احساسات را مهار کرده، اندکی نزاکت و انصاف چاشنی سخنان خود می کرد .
پس از این پیش گفتاره می باید به تک تک ایرادهای ایشان پاسخ گفت تا شاید برای وی و جوانان همچون او سودمند افتد .
"... اگر طرح چنین مباحثی از طریق مطبوعات ضروری و لازم است چرا صدا و سیمای استان نباید در حوزه ی تحلیل مسائل اجتماعی و چنین مباحثی وارد شود، در این برخورد تناقض و دوگانگی نهفته است ."
پاسخ :
هیچ تناقضی نیست چون هر سخنی جایی و هر نکته مقامی دارد ! صدا و سیما و مطبوعات دو رسالت جداگانه دارند، نه صدا و سیما قادر است کار مطبوعات را انجام دهد و نه مطبوعات کار صدا و سیما را .
سیما طیف های گوناگون گسترده اجتماعی را زیر پوشش دارد که باید با ظرافت و دقت انتظارات آنان را برآورده کند . چه بسا طرح بحث هایی از این دست نه تنها مورد استقبال قرار نمی گیرد بلکه ممکن است باعث سوء تفاهم و تشویش افکار گردد . از طریق سیما نمی توان نقد تأملی و سازنده داشت و اصولاً در اختیار داشتن متن و نقد، کار دشوار و گاه ناشدنی است .
سلسله بحث هایی که همراه با چند دانشمند خارجی در سیما و درباره هرمنوتیک و مدرنیته داشتیم، خواستیم پیاده کرده، چاپ کنیم اما پس از چندین بار تماس تلفنی، سیدی شماری از بحث ها را فرستادند که تصویر داشت اما بی صدا بود !
همچون بحث هایی را چطور می توان با دقت مطالعه کرد و مستند پاسخ گفت ؟ در صورتی که در مطبوعات چنین مشکلاتی وجود ندارد، متن را با دقت می توان مطالعه کرد و مستند می توان پاسخ گفت، بنابراین ادعای تناقض نمی تواند درست باشد .
درباره این که مصاحبه نتوانسته مخاطبانش را بیابد گفته اند :
"... همین که جنابعالی را از قم وادار به مطالعه و نقد نموده، پیداست مورد استقبال واقع شده و مخاطبان خود را یافته است. "
پاسخ :
من از مصاحبه خبر نداشتم، یکی از دوستان که فردی تحصیل کرده و اهل قلم است خبر داد که همچون مصاحبه ای انجام گرفته که ما نمی فهمیم چه می گوید ! بنابراین دوستان را مقیاس قرار دهید که نتوانستند از این مصاحبه بهره مند شوند نه اینجانب که سالهاست در این زمینه ها مطالعه دارد .
"... بطور صریح و روشن موضع خود را نسبت به شرایط جامعه ی ایلام بیان نفرموده اند ..."
پاسخ:
اتفاقاً با یکی از اساتید دانشگاه که در تهران تدریس دارند، در این باره بحث کردیم و هر دو اتفاق نظر داشتیم که ایلام تافته جدا بافته از جامعه ایرانی نیست و کم و بیش با مناطق دیگر هم افق و وضعیت یکسانی دارد، بنابراین آنچه درباره کل جامعه ایرانی گفتیم بر ایلام هم صدق می کند .
ـ می گویند :
" من وقتی روحانیت محترمی را که ظاهراً مستولی سنت است سوار پرادو، گوشی نوکیا در دست در حال خرید پیتزا می بینم، یقین می یابم که تغییراتی رخ داده و سنتی ترین قشر ... دچار گرایش به مدرنیته ... شده است ."
پاسخ :
جل الخالق! خوردن پیتزا نشانه رسیدن به مرحله مدرنیته گرفته اند؟! افزون بر این، ایشان مرتکب اشتباه فاحش شده، چه نتوانسته بین تجددگرایی (modernization) و مدرنیته (modernity) فرق بگذارند ! اگر سوار شدن بر پرادو و گرفتن نوکیا و خرید پیتزا نشانه ورود به مدرنیته است، باید عربستان در منتهای خط مدرنیته باشد !
"فلانی به شکل گزینشی و در راستای توجیه مقصود خویش جملاتی از بزرگانی چون دکتر شریعتی ... بیان فرموده اند،آیا می توان تمام اندیشه و نگاه شریعتی یا آل احمد را در خصوص مسائل اجتماعی یا نهضت مشروطیت و روحانیت در یک جمله خلاصه کرد ؟ "
پاسخ:
زهی سخن خام و ناگفتنی ! من در طول سال ها گذشته آل احمد و بزرگ علوی و شریعتی را مطالعه کرده ام و حتی از خصوصی ترین زوایای زندگیشان خبر دارم، روزی آل احمد به همسر خود سیمین دانشور گفته بود : "آخرش حاج آقا روح الله پشت استعمار را به خاک می مالد !" و بزرگ علوی از محل اقامت خود در آلمان به یکی از دوستانش می نویسد که : "به حق جده ام زهرا کتاب ها را برایم بفرست!" با این که جز پنجاه و سه نفری بود که به جرم توده ای بودن به زندان افتاد، و شریعتی هم روزی طرفدار جدایی دین از روحانیت بود از نظر خود برگشت و گفت روحانیت کارشناس دین است .
البته حکایت ما با شریعتی حکایت دیگری است، من از طریق شریعتی به مطالعه جامعه شناسی علاقه مند شدم آن هم بیش از سی سال پیش! در دوره نوجوانی به شدت مخالف شریعتی بودم، و سپس به شدت طرفدار او؛ و پس از مطالعه نقدهای شهید مطهری از وی نگاهم به شریعتی واقع بینانه شد .
از بس کتاب های شریعتی را خواندم و نوارهای سخنرانی ایشان را شنیدم، شیوه نگارش و طرز سخنرانی من از وی اثر پذیرفت آن هم ناخودآگاه! پارسال که در مهران برنامه سخنرانی داشتم یکی از فرماندهان سپاه گفت: "شما مثل شریعتی سخنرانی می کنید!" در صورتی که من همچون احساسی نداشته و ندارم !
ایشان می گوید :
" حاج آقا را به مطالعه ی کتاب تشیع علوی و تشیع صفوی دکتر شریعتی ارجاع می دهم !"
پاسخ :
مرسی، از لطفتان ممنونم! ولی باید عرض کنم که شاید قبل از این که شما به دنیا بیاید من این کتاب را خوانده ام . از دوستمان می پرسم:
شما خبر دارید که شریعتی ایده تشیع علوی و تشیع صفوی را از کجا گرفته است؟ و می دانید که این اثر در پی چه بوده است؟ و خبر دارید که در دید شریعتی در مورد مطالب این کتاب چه تغییراتی رخ نموده؟
شریعتی با تدوین تشیع علوی و تشیع صفوی می خواست دربار شاه ـ که تلاش می کرد رنگ مذهب به خود بدهد ـ و روحانیت درباری را بکوبد، و به این جهت علامه محمد باقر مجلسی که فکر می کرد بزرگ روحانی دربار صفوی است و نظریه پرداز تشیع صفوی را کوبید! به این جهت بود که امام خمینی در دفاع از علامه مجلسی گفت: "روحانیت اسلام برای مقاصد فاسد به دربار نرفتند ."
با این همه خود از استاد محمد رضا حکیمی شنیدم که تأیید می کرد با شریعتی درباره علامه مجلسی بحث کرده و شریعتی متقاعد شده که نظرشان درباره مجلسی غلط بوده است! و شاید پس از این گفت و گو بود که شریعتی وصیت کرد استاد حکیمی کتابهایش را اصلاح کند، این وصیت نامه در آخر کتابشناسی شریعتی تآلیف محمد اسفندیاری آمده است .
بنابراین نظر دکتر شریعتی در مورد محتوای تشیع علوی و تشیع صفوی تغییر اساسی کرده و بدون توجه به این تغییرات قضاوت درباره این کتاب درست نمی نماید .
گفتیم که هدف از تدوین کتاب تشیع علوی و تشیع صفوی که نخست به صورت نوار سخنرانی بود و بعد به صورت کتاب در آمد کوبیدن دربار شاه و روحانیت درباری بود، اما پس از انقلاب، تشیع صفوی بر طیف خاصی از یاران امام خمینی اطلاق شد که یک بد اخلاقی سیاسی بود، و از این بدتر این عنوان در دنیای عرب بر کل روحانیت انقلابی اطلاق شد حتی بر امام خمینی "قدس سره" !
می گویند :
"آل احمد خسته از محیط سنتی خانواده و با وجود پدری روحانی به حزب توده پناه برد و بعدها جبهه ملی ."
پاسخ :
شما "لا اله" را گفته "الا الله" را ناگفته گذارده اید! نمی دانم که یک چاه و دو چاله آل احمد را خوانده اید یا نه ؟ آل احمد در آنجا سرگذشت خو را می نویسد . پس از قیام پانزده خرداد آل احمد به دیدار امام خمینی می شتابد و دست امام را می بوسد، در این هنگام کتاب "غرب زدگی" جلال آل احمد در کنار دست امام بوده، به امام می گوید : "آقا این اباطیل چیه می خوانید ؟!"، امام می گوید : " از این سخن فهمیدم که این آل احمد است!" و آل احمد در نقد روسنفکران جناح چپ که با قیام پانزده خرداد همراهی نکردند کتاب : "در خدمت و خیانت روشنفکران" را نوشت که ما قبل از پیروزی انقلاب قاچاقی به دست آوردیم و هنوز هم در کتابخانه مان هست . وی برای نوشتن "نون و القلم" که در تآیید قیام پانزده خرداد است یک دوره تفسیر مطالعه کرد چنانکه خود می گوید !
روزی به دوست صمیمی و نمایشنامه نویس معروف غلامحسین ساعدی گفته بود :" تو دکان دو دهانه باز کردی که هم با ما رابطه داری و هم با چپی ها؟! " البته مارکسیست ها کم و بیش سعی می کردند که جلال را بخود نسبت دهند، به این جهت روزی آیت الله خامنه گفته بود : " اگر آل احمد را از خودمان ندانیم جناح چپ وی را به خود نسبت خواهد داد !"
بنابراین جلال آل احمد پس از تجربه مکتب ها و مشرب های مختلف حرکت بازگشت به دین داشت که آخرین ایشتگاه وی بود .
گفته اند:
"در بیان مطلب بزرگ علوی اشاره می شود که روحانیان متولی امورات مردم چون خواندن خطبه عقد و نماز میت هستند، آیا اینها تنها کارکردهای روحانیت در جامعه ایران بوده؟ "
پاسخ :
نه جانم! نکته را نگرفته ای، مقصود بزرگ علوی تبیین کارکرد روحانیت نیست بلکه تنها خواسته بگوید که روحانیت تا چه حد با مردم اختلاط دارند، بنابراین سخن شما که "کاش جهت دفاع از روحانیت..." سخن کاملاً بی مورد است .
"منتقد محترم اشاره می کنند که روشنفکران و نخبگان در حافظه ملت ایران متهم و مطرودند! "
پاسخ:
کجا ما گفته ایم مطرودند، ما تنها خواسته ایم یک مشکل را پدیدار شناسی کنیم، متهم بودن کجا و مطرود بودن کجا؟ این یکی از تحریفاتی است که متأسفانه ایشان داشته اند تا خواننده را برای پذیرش سخن خود آماده کند .
می گویند :
"جالب آن است ایشان جهت اثبات نظر خویش مجبور می شود باز هم به گفتار و اندیشه همین بخش متهم مطرود مراجعه کند ..."
پاسخ:
متأسفانه اینجا هم اشتباه کرده اند :
الف: در مثل است که : (من فمک ادینک = با سخن تو تو را محکوم می کنم) یعنی همان کاری که آقای مؤمنی به خیال خود خواسته با نوشته ما انجام دهد .
ب ـ وفتی می گوییم نخبگان عنوان انصراف دارد چون فضای بحث اقتضا دارد که مراد نخبگانی است که خواسته اند سنت اسلامی را از جامعه حذف کنند آن هم به نام مدرنیته، و اگر نه ما درباره روشنفکران متعهد که روحانیت را در امر انقلاب یاری کردند، سخن سر دادیم بلکه معتقدیم که روحانیت هم از نخبگان هستند .
در توضیح "انصراف عنوان" عرض می کنیم که فی المثل وقتی می گویند: "کرد" به کردهای کردستان انصراف دارد نه کردهای کرمانشاه و ایلام، به کردهای ایلام می گویند ایلامی و به کردهای کرمانشاه کرمانشاهی، با وجود ان که همه کرد هستند، این توضیح تنها برای تبیین معنی "انصراف" بود نه چیز دیگر .
"نویسنده، مصاحبه را در ابتدا تحلیلی و علمی ... تعبیر می کند اما بعد می فرماید که مصاحبه در واقع یک یبانیه ی سیاسی است و فاقد محتوای علمی..."
پاسخ:
این هم یکی از تحرفات نویسنده است! ما در کجا همچون تعبیراتی داشته ایم؟ ما گفته ایم و می گوییم که صبغه سیاسی بر صبغه علمی آن می چربد و این هیچ تنافی با علمی بودن آن ندارد .
گفته اند که سخنان ما بیانیه ی سیاسی است، البته ما چنین اعتقادی نداریم چون به دنبال آسیب شناسی یک تحلیل بودیم، و اگر هم آنچه گفته ایم بیانیه ی سیاسی باشد باکی نیست چون روش شناسی علمی اقتضا دارد که از طریق یک علم به مسائل آن علم پرداخته شود و اگر نه خواننده کاردان خواهد گفت :
من از بهر حسین در اضطرابم تو از عباس می گویی جوایم؟!
درست نمی نماید که تو از سیاست بگویی و من از جامعه شناسی پاسخ بگویم .
گفته اند:
"در ابتدا سعی نموده اید برخوردی علمی و مبنایی با مقوله مدربیته و سبت داشته باشید اما سریعاً احساسات بر شما غلبه نموده و جریان اصلاحات و جامعه مدنی و نهضت مشروطیت و مبارزین با ایمانی چون مهندس بازرگان را مورد هجوم قرار داده اید و به جناح چپ و آقای خاتمی تاخته اید، فکر نکردید در یک تحلیل علمی و بحث آکادمیک نیازی به تخریب سرمایه های ملی پیشینه ی فداکاری و آزادیخواهی یک ملت نیست..."
پاسخ:
حضرت عباسی این قلم جنس دیگر نقد نیست بلکه روضه خوانی است آن هم از نوع مدرنیته اش ! کجا ما به مشروطه حمله کرده ایم ؟ مگر ما نگفتیم که "مشروطه که در اصل مشروعه بود نمادی بود از سازگاری سنت با نوگرایی" آیا این سخن حمله به مشروطه است ؟
در نقل سخنان دیگران باید امانتدار بود .
و آیا نقد شخصیتها تخریب است ؟ مگر جریانی که آقای مؤمنی وابسته به آن است مخالف کریزمایی کردن شخصیت ها نیست؟ مگر این جریان همواره به این سخن خاتمی "درود بر مخالف من" افتخار نمی کند ؟ پس چرا وقتی که "درود بر مخالف من" به فعلیت در می آید این چنین چندششان می شود؟
پیش از این در مصاحبه با بوتک گفته ام که اقای خاتمی شخصیت در خور احترامی است اما نباید از او یک امامزاده درست کرد و به او دخیل بست و به او تبرک جست ! بر اساس شناختی که از آقای خاتمی داریم معتقدیم که ایشان هرگز این تقدیس ها و تنزیه ها را نمی پسندند بلکه به عنوان یک آسیب در تفکر سیاسی می دانند . و همچنین شادروان مهندس بازرگان که مجال سخن درباره وی نیست .
می گویند:
"ایشان می فرماید جناح چپ سالهاست تلاش می کند تا دیدگاه های سیاسی اش را تئوریزه کند، بنظر نمی رسد چنین امری ماهیتاً گناه و یا جرم تلقی شود، جناح راست هم در صورت داشتن توان علمی می تواند دیدگاهش را تئوریزه کند ..."
پاسخ:
این گونه تصویرها و عرضه ها عین تحریف است و به دور از امانتداری است! کجای گفته ام که این گونه تلاش ها جرم است و گناه ؟ حرف ما این است که این گونه تلاش ها تلاش هایی جناحی است و جنبه تبلیغی دارد مثل منافقین خلق که در آغاز انقلاب جزوه های آموزش ایدئولوژیک پخش می کردند که هم اکنون در کتابخانه شخصی این جانب تل انبار شده است!
اما درباره تئوریزه کردن اندیشه سیاسی از طرف جناح راست، باید بگویم که آنچه به غلط جناح راست نامیده اید، بیش از این افکارشان بوسیله شهید مطهری و شهید صدر و علامه طباطبایی و دیگران تئوریزه شده بود، و لکن جریان چپ چون جریان نوظهوری است احتیاج به کار فشرده تئوریک دارد.
"آقای مردانی پور می گوید در هیچ دوره ای به اندازه دوره اصلاحات فرهنگ در خدمت سیاست نبوده، از ایشان می پرسیم در دوره اصلاحاتی که روزنامه ها و نشریات تیراژ میلیونی یافتند و بسیاری از کتاب ها مجوز چاپ و تجدید چاپ گرفتند و در کالبد بی رمق فرهنگ، حیات و خون دمیده شد، فرهنگ در سیطره سیاست بوده یا امروز..."
پاسخ :
این سخنان به رجزخوانی بیشتر می ماند تا یک پاسخ مشخص علمی، جناج چپ در دوره خود سیاست فرهنگی خود را به رهبری آقای مهاجرانی به اجرا درآورد .
در دوره حاکمیت آقای مهاجرانی بر وزارت ارشاد پانصد رمان ـ به نقل استاد علی محدث ـ که از دوره های سابق به جهت مشکلات اخلاقی توقیف شده بود به دستور آقای مهاجرانی رفع توقیف شد، در همین دوره است که نیروی انتظامی اعلام کرد که در سه ماهه اول سال جدید نسبت دختران فراری سی درصد افزایش یافته است!
در این دوره روزنامه های زنجیره ای، اسلام را به نام تحلیل های جامعه شناختی هدف قرار دادند و وقتی ما جواب می دادیم پاسخ ما را منتشر نمی کردند ! به خاطر این حمله ها بود که آیت الله مشکینی در ملاقات اعضای مجلس خبرگان با آقای خاتمی گفت: "من نیمی از عمر خود را در دوره طاغوت تمام کردم اما هرگز ندیدم که چنین حمله ای به اسلام بشود! "
آیا این است خون تازه ای که در کالبد بی رمق فرهنگ دمیده شد؟
اما وضع موجود که ایشان می گویند فرهنگ در سیطره ی سیاست است، باید عرض کنم :
چنان که در مصاحبه با بوتک اعلام کردم، این جانب وابسته به هیچ جناحی نیستم و همچنان که آقای خاتمی را نقد می کنم، آقای احمدی نژاد را به نقد می گیرم، و همان طور که لاریجانی را درخور احترام می بینم آقای کروبی را شایسته قدردانی می شمارم و به هر حال این کمینه یک انسان معترض است و هر جا و از هر کس ناسازه ای می بیند اعتراض می کند، به این جهت می گویم : من مدافع وضع موجود نیستم و اما عزل و نصب ها که ادعا شده، من بی خبرم، و اما بازنشسته کردن اساتید هم در یک مورد دروغ بوده و آن بازنشسته کردن استاد دکتر کزازی بود که ایشان گفتند: "سخنان ایران این شایعات را پخش می کند و اگر نه من خود با پافشاری درخواست بازنشستگی کردم ."
و به هر صورت سخنان دوستمان در اینجا هم کل بافی است که کلیات ابولبقا را می بافد .
"... شرایط فرهنگی،اقتصادی،سیاسی،اجتماعی،علمی و ژنتیکی در شکل دادن به رفتارها و برخوردهای افراد و ساختن شخصیت و منش انسانها تأثیر گذار است..."
پاسخ:
بر منکرش لعنت! شاید پانزده سال پیش شعر یکی از شاعران نامدار را نقد می کردم و در آن نقد هفت عامل را برشمردم که در شکل گیری یک قطعه شعر نقش بازی می کنند، به وی گفتم که ما طرفدار تک سببی نیستیم! خلاصه اینکه این بحث،بحث مفصلی است که جای پرداختن به آن در اینجا نیست ولی چیزی که می توان در اینجا گفت این است که تمام این عوامل در زیر آسمان اسلام عمل می کند و به این جهت بود که فرنگیان تمدن ما را تمدن اسلامی نام کردند .
گفته اند :
...قدردانی از نخبگان به معنای تحقیر توده ها نیست ...
پاسخ:
این تعبیرها پاک کردن صورت مسآله است ما هرگز نگفنیم قدردانی از نخبگان مساوی است با تحقیر توده ها ! ما عبارتهای معین و مشخصی آوردیم که این عبارت ها دلالت بر تحقیر توده ها و در نتیجه نفی مردم سالاری دارد . فی المثل این عبارت را دقت کنید :
" ... اما بحث مشارکت همان طور که گفتم زمینه های مشارکتی و تحریک در عرصه های اجتماعی و سیاسی و فرهنگی وجود ندارد و یک مشارکت حقیقی شکل نمی گیرد . این مشارکت توده وار و غیر حقیقی است، مثلاً در ایلام هشتاد درصد مردم در انتخابات شرکت می کنند، حال آنکه در هیچ کجای دنیا حتی در دموکراتیک ترین کشورها این اتفاق نمی افتد ... این انتخابات بیشتر انتخابات کور است..."
اگر این عبارت پردازیها تحقیر توده نباشد پس چیست ؟ والبته این تنها عبارت نیست که توده را تحقیر کرده است .
به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی است .
در فرجامین فراز سخن از جوان برومند آقای مهدی مؤمنی سپاسگذارم که باعث آمد ابهامات درباره مقال سابق سترده شود و همصدا با خواجه می گویم :
حاشا که من از جور و جفای تو بنالم بیداد لطیفان همه لطف است و کرامت
*
پست الکترونيک
*
خانگي سازی
*
ذخيره كردن صفحه
*
اضافه به علاقه منديها
این یک وبلاگ خبری است وهدف آن انعکاس اخبارايران و استان ایلام است وبه هیچ گروهی وابسته نیست .
*****
بينندگان ارجمند مي توانند مطالب خودرا درقسمت نظرات براي ما ارسال نمايند كه پس ازبررسي درهمين وبلاگ منعكس مي شود .
براي مطالعه كامل متن روي موضوع كليك كنيد
ایلام سبز - مهندس شاپور پولادی
* مظلومیت اهل بیت (علیه السلام ) در بقیع ( عکس )
* می ترسید؟... حق دارید!
* دردسرهای محسن رضایی با هویت نامعلوم در زمین سیاست
* مصاحبه اختصاصي بوتك با علي اكبر عبدي
* دکان دو نبش فرصت طلبان
* زاكاني:گفتمان اصلاحطلبي مولود مجلس ششم است
* کلثوم ننه
آرشیو پیوندهای روزانه
* يادداشت هاي يك خبرنگار
* پيام قرآن
* مهرایلام
* مرجعيت شيعه
* سايت هاي استان ايلام
* بينات عقايد وسياست
* فارس نيوز
* سایت مقام معظم رهبری
* سایت آیت الله سیستانی
* آیت الله جوادی آملی
* وبلاگ احمدي نژاد
* نهادریاست جمهوری
* حميد رسايي
* سایت خدمت
* سایت شریف نیوز
* سایت یاهو
* رجانيوز
* سایت ویلاگ فوتو
* سایت گوگل
* عکس آبدانان
* دهلران نيوز
* اخبار روز دهلران
* ده نمكي
* روزنامه هاي كشور
* ايلام امروز
* پيوندهاي متنوع
* سايت هاي ورزشي
* ايلام آسو
* دبيرخانه راهبري زبان وادبيات فارسي كشور / ايلام
* لور
* سايكو
*اشعار شعراي كلاسيك ايران
کیمیا هاست: ثبت دامین و هاستینگ
سايت